ديوان شمس› غزل ١١٩٢› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۱۹۲
- ای غم اجلت در این قنینهست گر مردنت آرزوست مگریز
G1192:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 برخیز و صبوح را برانگیز·جان بخش زمانه را و مستیز
- 2 آمیخته باش با حریفان·با آب شراب را میامیز
- 3 یاد تو شراب و یاد ما آب·ما چون سرخر تو همچو پالیز
- 4 ای غم اجلت در این قنینهست·گر مردنت آرزوست مگریز
- 5 مرگ نفس است در تجلی·مرگ جعلست در عبربیز
- 6 مجلس چمنیست و گل شکفته·ای ساقی همچو سرو برخیز
- 7 این جام مشعشع آنگهی شرم·ساقی چو توی خطاست پرهیز
- 8 ما را چو رخ خوشت برافروز·غم را چو عدوی خود درآویز
- 9 هشتیم غزل که نوبت توست·مردانه درآ و چست و سرتیز
ganjoor: sh1192 · public domain