ديوان شمس› غزل ١١٩٣› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۱۹۳
- شیرم ز تو جوش کرد و خون شد ای شیر به خون من درآمیز
G1193:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 من از سخنان مهرانگیز·دل پر دارم ز خواب برخیز
- 2 ای آنک رخ تو همچو آتش·یک لحظه ز آتشم مپرهیز
- 3 شیرم ز تو جوش کرد و خون شد·ای شیر به خون من درآمیز
- 4 با یارک خود بساز پنهان·مستیز به جان تو که مستیز
- 5 تسلیم قضا شدم ازیرا·مانند قضا تو تندی و تیز
- 6 بنگر که چه خون دل گرفتست·بر گرد قبام چون فراویز
- 7 در خشم مکن تو چشم خود را·وان فتنه خفته را مینگیز
- 8 خود خفته نماید و نخفتست·آن نرگس پرخمار خون ریز
ganjoor: sh1193 · public domain