ديوان شمس› غزل ١٢٠٠› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۰۰
- با دل و جان یاغیم بیدل و جان میزیم باطن من صید شاه ظاهر من در گریز
G1200:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ساقی روحانیان روح شدم خیز خیز·تا که ببینند خلق دبدبه رستخیز
- 2 دوش مرا شاه خواند بر سر من حکم راند·در تن من خون نماند خون دل رز بریز
- 3 با دل و جان یاغیم بیدل و جان میزیم·باطن من صید شاه ظاهر من در گریز
- 4 ای غم و اندیشه رو باده و بای غمست·چونک بغرید شیر رو چو فرس خون بمیز
- 5 کشته شوم هر دمی پیش تو جرجیس وار·سر بنهادن ز من وز تو زدن تیغ تیز
- 6 تشنه ترم من ز ریگ ترک سبو گیر و دیگ·با جگر مرده ریگ ساقی جان در ستیز
- 7 تا می دل خوردهام ترک جگر کردهام·چونک روم در لحد زان قدحم کن جهیز
- 8 ترک قدح کن بیار ساغر زفت ای نگار·ساغر خردم سبوست من چه کنم کفجلیز
- 9 شمس حق و دین بتاب بر من و تبریزیان·تا که ز تف تموز سوزد پرده حجیز
ganjoor: sh1200 · public domain