ديوان شمس› غزل ١٢٠٧› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۰۷
- آن خروسی که تو را دعوت کند سوی خدا او به صورت مرغ باشد در حقیقت انگلوس
G1207:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 نیمشب از عشق تا دانی چه میگوید خروس·خیز شب را زنده دار و روز روشن نستکوس
- 2 پرها بر هم زند یعنی دریغا خواجهام·روزگار نازنین را میدهد بر آنموس
- 3 در خروش است آن خروس و تو همی در خواب خوش·نام او را طیر خوانی نام خود را آنترپوس
- 4 آن خروسی که تو را دعوت کند سوی خدا·او به صورت مرغ باشد در حقیقت انگلوس
- 5 من غلام آن خروسم کو چنین پندی دهد·خاک پای او به آید از سر واسلیوس
- 6 گَرد کفش خاک پای مصطفی را سرمه ساز·تا نباشی روز حشر از جملهٔ کالویروس
- 7 رو شریعت را گزین و امر حق را پاس دار·گر عرب باشی و گر ترک و وگر سراکنوس
ganjoor: sh1207 · public domain