ديوان شمس غزل ١٢٢٩ بيت ٤ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۲۹

  1. آن باده همی‌جوشد وز خلق همی‌پوشد تا روی شود از وی خمار بشوریدش

G1229:4

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 زلفی که به جان ارزد هر تار بشوریدش·بس مشک نهان دارد زنهار بشوریدش
  2. 2 در شام دو زلف او صد صبح نهان بیشست·هر لحظه و هر ساعت صد بار بشوریدش
  3. 3 آن دولت عالم را وان جنت خرم را·کز وی شکفد در جان گلزار بشوریدش
  4. 4 آن باده همی‌جوشد وز خلق همی‌پوشد·تا روی شود از وی خمار بشوریدش
  5. 5 چشم و دل مریم شد روشن از آن خرما·نخلیست از آن خرما پربار بشوریدش
  6. 6 گم گشت دل مسکین اندر خم زلف او·باشد که بدید آید بسیار بشوریدش
  7. 7 شمس الحق تبریزی در عشق مسیح آمد·هر کس که از او دارد زنار بشوریدش

ganjoor: sh1229 · public domain