ديوان شمس غزل ١٢٣٧ بيت ٤ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۳۷

  1. چو اسماعیل قربان شو در این عشق ولی را بنده شو گر نیستی میش

G1237:4

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 شنو پندی ز من ای یار خوش کیش·به خون دل برآید کار درویش
  2. 2 یقین می‌دان مجیب و مستجابست·دعای سوخته درویش دل ریش
  3. 3 چو آن سلطان بی‌چون را بدیدی·غنی گشتی رهیدی از کم و بیش
  4. 4 چو اسماعیل قربان شو در این عشق·ولی را بنده شو گر نیستی میش
  5. 5 چو پختی در هوای شمس تبریز·از این خامان بیهوده میندیش

ganjoor: sh1237 · public domain