ديوان شمس غزل ١٢٤٨ بيت ٦ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۴۸

  1. کاسه سر را تهی کن وانگهی با سر بگو کای مبارک کاسه سر عشق را پیمانه باش

G1248:6

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 ساقیا بی‌گه رسیدی می بده مردانه باش·ساقی دیوانگانی همچو می دیوانه باش
  2. 2 سر به سر پر کن قدح را موی را گنجا مده·وان کز این میدان بترسد گو برو در خانه باش
  3. 3 چون ز خود بیگانه گشتی رو یگانه مطلقی·بعد از آن خواهی وفا کن خواه رو بیگانه باش
  4. 4 درهای باصدف را سوی دریا راه نیست·گر چنان دریات باید بی‌صدف دردانه باش
  5. 5 بانگ بر طوفان بزن تا او نباشد خیره کش·شمع را تهدید کن کای شمع چون پروانه باش
  6. 6 کاسه سر را تهی کن وانگهی با سر بگو·کای مبارک کاسه سر عشق را پیمانه باش
  7. 7 لانه تو عشق بودست ای همای لایزال·عشق را محکم بگیر و ساکن این لانه باش

ganjoor: sh1248 · public domain