ديوان شمس› غزل ١٢٥٧› بيت ٨ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۵۷
- بر امید یار غار خلوتی ثانی اثنین برو در غار باش
G1257:8
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 چون تو شادی بنده گو غمخوار باش·تو عزیزی صد چو ما گو خوار باش
- 2 کار تو باید که باشد بر مراد·کارهای عاشقان گو زار باش
- 3 شاه منصوری و ملکت آن توست·بنده چون منصور گو بر دار باش
- 4 اشتر مستم نجویم نسترن·نوشخوارم در رهت گو خار باش
- 5 نشنوم من هیچ جز پیغام او·هر چه خواهی گفت گو اسرار باش
- 6 ای دل آن جایی تو باری که ویست·از جمال یار برخوردار باش
- 7 او طبیبست و به بیماران رود·ای تن وامانده تو بیمار باش
- 8 بر امید یار غار خلوتی·ثانی اثنین برو در غار باش
- 9 بر امید داد و ایثار بهار·مهرها میکار و در ایثار باش
- 10 خرمنا بر طمع ماه بانمک·گم شو از دزد و در آن انبار باش
- 11 بهر نطق یار خوش گفتار خویش·لب ببند از گفت و کم گفتار باش
ganjoor: sh1257 · public domain