ديوان شمس› غزل ١٢٦٠› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۶۰
- در هر آن زندان که درتابد رخش کس نماند در همه زندان ترش
G1260:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 اندرآمد شاه شیرینان ترش·جان شیرینم فدای آن ترش
- 2 چشم کژبین را بگفتم کژ مبین·کس کند باور گل خندان ترش
- 3 در هر آن زندان که درتابد رخش·کس نماند در همه زندان ترش
- 4 گرد باغش گشتم و والله نبود·میوهای اندر همه بستان ترش
- 5 در حرم خندان بود سلطان ولیک·مینماید خویش در دیوان ترش
- 6 گر تو مرد مؤمنی باور مکن·انگبین و شکر و ایمان ترش
- 7 منکر ار باشد ترش نبود عجب·نسبتی دارد به بادنجان ترش
ganjoor: sh1260 · public domain