ديوان شمس› غزل ١٢٦١› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۶۱
- ای قطب آسمانها در آسمان جانها جان گرد توست گردان میدار بیقرارش
G1261:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 روی تو جان جانست از جان نهان مدارش·آنچ از جهان فزونست اندر جهان درآرش
- 2 ای قطب آسمانها در آسمان جانها·جان گرد توست گردان میدار بیقرارش
- 3 همچون انار خندان عالم نمود دندان·در خویش مینگنجد از خویشتن برآرش
- 4 نگذارد آفتابش یک ذره اختیارم·تا اختیار دارم کی باشم اختیارش
- 5 از خاک چون غباری برداشت باد عشقم·آن جا که باد جنبد آن جا بود غبارش
- 6 در خاک تیره دانه زان رو به جنبش آمد·کز عشق خاکیان را بر میکشد بهارش
- 7 هم بدر و هم هلالش هم حور و هم جمالش·هم باغ و هم نهالش چون من در انتظارش
- 8 جامش نعوذبالله دامش نعوذبالله·نامش نعوذبالله والله که نیست یارش
- 9 من همچو گلبنانم او همچو باغبانم·از وی شکفت جانم بر وی بود نثارش
- 10 چون برگ من ز بالا رقصان به پستی آیم·لرزان که تا نیفتم الا که در کنارش
- 11 حیله گریست کارش مهره بریست کارش·پرده دریست کارش نی سرسریست کارش
- 12 میخارد این گلویم گویم عجب نگویم·بگذار تا بخارد بیمحرمی مخارش
ganjoor: sh1261 · public domain