ديوان شمس› غزل ١٢٧٣› بيت ٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۷۳
- جان من از جان عشق شد همگی کان عشق همره مردان عشق ماده نری گو مباش
G1273:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ما به سلیمان خوشیم دیو و پری گو مباش·حسن تو از حد گذشت شیوه گری گو مباش
- 2 هست درست دلم مهر تو ای حاصلم·جان زرینم بس است مهر زری گو مباش
- 3 عشق کدام آتش است کو همه را دلکش است·چاکری او خوش است ملک و سری گو مباش
- 4 برکن از کار تو دست به یک بار تو·خشک لبم دار تو هیچ تری گو مباش
- 5 جان من از جان عشق شد همگی کان عشق·همره مردان عشق ماده نری گو مباش
- 6 سایه تو پیش و پس جان مرا دسترس·سایه آن نخل بس باروری گو مباش
- 7 جان صفا شمس دین از تبریزی چو چین·از تو مرا غیر این پرده دری گو مباش
ganjoor: sh1273 · public domain