ديوان شمس غزل ١٢٧٩ بيت ٣ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۷۹

  1. دل چو فنا شد در او ماند وی او کشف شد آنچ بگفت او منم طالب و مطلوب خویش

G1279:3

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 باز درآمد طبیب از در ایوب خویش·یوسف کنعان رسید جانب یعقوب خویش
  2. 2 بهر سفر سوی یار خانه برانداخت دل·دید که خود بود دل خانه محبوب خویش
  3. 3 دل چو فنا شد در او ماند وی او کشف شد·آنچ بگفت او منم طالب و مطلوب خویش
  4. 4 شکر که عیسی رسید عازر ما زنده شد·شکر که موسی نمود معجزه خوب خویش
  5. 5 شکر که موسی برست از همه فرعونیان·شکر که عاشق رسید در کنف خوب خویش
  6. 6 شکر که خورشید عشق از سوی مشرق بتافت·در دل و جان‌ها فکند آتش و آشوب خویش
  7. 7 شکر که ساقی غیب شست به می جمله عیب·شکر که طالب رهید از غم دلکوب خویش

ganjoor: sh1279 · public domain