ديوان شمس غزل ١٢٨٧ بيت ٣ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۸۷

  1. ستم ز عدل ندانم ز مستی ستمش مرا مپرس ز عدل و ز لطف و انعامش

G1287:3

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 مباد با کس دیگر ثنا و دشنامش·که هر دو آب حیاتست پخته و خامش
  2. 2 خمار باده او خوشترست یا مستی·که باد تا به ابد جان‌های ما جامش
  3. 3 ستم ز عدل ندانم ز مستی ستمش·مرا مپرس ز عدل و ز لطف و انعامش
  4. 4 جفای او که روان گریزپای مرا·حریف مرغ وفا کرد دانه و دامش
  5. 5 بسی بهانه روانم نمود تا نرود·کشید جانب اقبال کام و ناکامش
  6. 6 طرب نخواهد آن کس که درد او بشناخت·نشان نماند او را که بشنود نامش

ganjoor: sh1287 · public domain