ديوان شمس› غزل ١٣١٥› بيت ٧ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۳۱۵
- سحرگه ناله مرغان رسولی از خموشانست جهان خامش نالان نشانش در دهان اینک
G1315:7
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 روان شد اشک یاقوتی ز راه دیدگان اینک·ز عشق بینشان آمد نشان بینشان اینک
- 2 ببین در رنگ معشوقان نگر در رنگ مشتاقان·که آمد این دو رنگ خوش از آن بیرنگ جان اینک
- 3 فلک مر خاک را هر دم هزاران رنگ میبخشد·که نی رنگ زمین دارد نه رنگ آسمان اینک
- 4 چو اصل رنگ بیرنگست و اصل نقش بینقشست·چو اصل حرف بیحرفست چو اصل نقد کان اینک
- 5 توی عاشق توی معشوق توی جویان این هر دو·ولی تو توی بر تویی ز رشک این و آن اینک
- 6 تو مشک آب حیوانی ولی رشکت دهان بندد·دهان خاموش و جان نالان ز عشق بیامان اینک
- 7 سحرگه ناله مرغان رسولی از خموشانست·جهان خامش نالان نشانش در دهان اینک
- 8 ز ذوقش گر ببالیدی چرا از هجر نالیدی·تو منکر میشوی لیکن هزاران ترجمان اینک
- 9 اگر نه صید یاری تو بگو چون بیقراری تو·چو دیدی آسیا گردان بدان آب روان اینک
- 10 اشارت میکند جانم که خامش که مرنجانم·خموشم بنده فرمانم رها کردم بیان اینک
ganjoor: sh1315 · public domain