ديوان شمس› غزل ١٣٢٦› بيت ٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۳۲۶
- جور و ظلم دوست را بر جان بِنِه ور نخواهی پس صَلای جنگ، جنگ!
G1326:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 عاشقیّ و آنگَهانی نام و ننگ؟·او نشاید عشق را، دِه سنگْ سنگْ
- 2 گر ز هر چیزی بلَنگی دور شو·راهْ دور و سنگلاخ و لَنگْ لَنگ؟
- 3 مرگ اگر مرد است آید پیش من·تا کشم خوش در کنارش، تنگِ تنگ
- 4 من از او جانی بَرَم بیرنگ و بو·او ز من دَلقی ستانَد، رَنگْ رَنگ
- 5 جور و ظلم دوست را بر جان بِنِه·ور نخواهی پس صَلای جنگ، جنگ!
- 6 گر نمیخواهی تراش صیقلش·باش چون آیینهی پُرزنگْ زنگ
- 7 دست را بر چشم خود نِه، گو به چَشم·چشم بگشا، خیره مَنگر! دَنگِ دَنگ
ganjoor: sh1326 · public domain