ديوان شمس› غزل ١٣٣١› بيت ٧ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۳۳۱
- عشق ز آغاز همه حیرتست عقل در او خیره و جان گشته دنگ
G1331:7
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 هر کی در او نیست از این عشق رنگ·نزد خدا نیست به جز چوب و سنگ
- 2 عشق برآورد ز هر سنگ آب·عشق تراشید ز آیینه زنگ
- 3 کفر به جنگ آمد و ایمان به صلح·عشق بزد آتش در صلح و جنگ
- 4 عشق گشاید دهن از بحر دل·هر دو جهان را بخورد چون نهنگ
- 5 عشق چو شیرست نه مکر و نه ریو·نیست گهی روبه و گاهی پلنگ
- 6 چونک مدد بر مدد آید ز عشق·جان برهد از تن تاریک و تنگ
- 7 عشق ز آغاز همه حیرتست·عقل در او خیره و جان گشته دنگ
- 8 در تبریزست دلم ای صبا·خدمت ما را برسان بیدرنگ
ganjoor: sh1331 · public domain