ديوان شمس› غزل ١٣٤٦› بيت ٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۳۴۶
- خواب شب بر چشم خود کردم حرام تا ببینم صبحدم سیمای دل
G1346:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 رفت عمرم در سر سودای دل·وز غم دل نیستم پروای دل
- 2 دل به قصد جان من برخاسته·من نشسته تا چه باشد رای دل
- 3 دل ز حلقه دین گریزد زانک هست·حلقه زلفین خوبان جای دل
- 4 گرد او گردم که دل را گرد کرد·کو رسد فریادم از غوغای دل
- 5 خواب شب بر چشم خود کردم حرام·تا ببینم صبحدم سیمای دل
- 6 قد من همچون کمان شد از رکوع·تا ببینم قامت و بالای دل
- 7 آن جهان یک تابش از خورشید دل·وین جهان یک قطره از دریای دل
- 8 لب ببند ایرا به گردون میرسد·بیزبان هیهای دل هیهای دل
ganjoor: sh1346 · public domain