ديوان شمس› غزل ١٣٤٧› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۳۴۷
- سوی آن دریای مردی و بقا مردوار ای مردمان هان الرحیل
G1347:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 سوی آن سلطان خوبان الرحیل·سوی آن خورشید جانان الرحیل
- 2 کاروان بس گران آهنگ کرد·هین سبکتر ای گرانان الرحیل
- 3 سوی آن دریای مردی و بقا·مردوار ای مردمان هان الرحیل
- 4 آفتاب روی شه عالم گرفت·صبح شد ای پاسبانان الرحیل
- 5 همچو مرغان خلیلی سوی سر·زانک بیسر نیست سامان الرحیل
- 6 سوی اصل خویش یعنی بحر جان·جمع یاران همچو باران الرحیل
- 7 ای شده بگلربگان ملک غیب·کمترینه عاشق قان الرحیل
- 8 خانه و فرزند و بستر ترک کن·اسپ و استر زین و پالان الرحیل
- 9 پیش شمس الدین تبریزی شاه·خاک بیجان گشته با جان الرحیل
ganjoor: sh1347 · public domain