ديوان شمس غزل ١٣٩٠ بيت ٩ → السابق

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۳۹۰

  1. ای شمس تبریزی نظر در کل عالم کی کنی؟ کاندر بیابان فنا جان و دل افگار آمدم

G1390:9

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 باز آمدم، باز آمدم، از پیش آن یار آمدم·در من نگر، در من نگر، بهر تو غم‌خوار آمدم
  2. 2 شاد آمدم، شاد آمدم، از جمله آزاد آمدم·چندین هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم
  3. 3 آن جا روم، آن جا روم، بالا بُدم، بالا روم·بازم رهان، بازم رهان، کاین جا به زنهار آمدم
  4. 4 من مرغ لاهوتی بُدم، دیدی که ناسوتی شدم·دامش ندیدم ناگهان، در وی گرفتار آمدم
  5. 5 من نور پاکم ای پسر! نه مشت خاکم مختصر·آخر صدف من نیستم، من دُرّ شهوار آمدم
  6. 6 ما را به چشم سَر مبین، ما را به چشم سِر ببین·آن جا بیا ما را ببین، کاین جا سبک‌بار آمدم
  7. 7 از چار مادر برترم وز هفت آبا نیز هم·من گوهر کانی بدم، کاین جا به دیدار آمدم
  8. 8 یارم به بازار آمده‌ست چالاک و هشیار آمده‌ست·ور نه به بازارم چه کار؟ وی را طلبکار آمدم
  9. 9 ای شمس تبریزی نظر در کل عالم کی کنی؟·کاندر بیابان فنا جان و دل افگار آمدم

ganjoor: sh1390 · public domain