ديوان شمس› غزل ١٤٠٨› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۴۰۸
- از غم و اندهان من سوخت درون جان من جمله فروغ آتشین تا به کیش نهان کنم
G1408:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 تا به کی ای شکر چو تن بیدل و جان فغان کنم·چند ز برگ ریز غم زرد شوم خزان کنم
- 2 از غم و اندهان من سوخت درون جان من·جمله فروغ آتشین تا به کیش نهان کنم
- 3 چند ز دوست دشمنی جان شکنی و تن زنی·چند من شکسته دل نوحه تن به جان کنم
- 4 مؤمن عشقم ای صنم نعره عشق می زنم·همچو اسیرکان ز غم تا به کی الامان کنم
- 5 چونک خیال تو سحر سوی من آید ای قمر·چون گذرد ز موج خون خاصه که خون فشان کنم
- 6 سنگ شد آب از غمم آه نه سنگ و آهنم·کآتش روید از تنم چونک حدیث آن کنم
- 7 ای تبریز شمس دین با تو قرین و چون قرین·دور قمر اگر هله با تو یکی قران کنم
ganjoor: sh1408 · public domain