ديوان شمس غزل ١٤١٥ بيت ٥ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۴۱۵

  1. مرا رخسار او باید چه سود از ماه و پروینم چو شام زلف او خواهم چه سود از شام و شاماتم

G1415:5

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتم·مکن ای شه مکافاتم مکن ای شه مکافاتم
  2. 2 دلم پر گشت از مهری که بر چشمت از او مهری·اگر در پیش محرابم وگر کنج خراباتم
  3. 3 به لخت این دل پاره مگر رحمت شد آواره·مرا فریاد رس آخر که در دریای آفاتم
  4. 4 چو شاه خوش خرام آمد جز او بر من حرام آمد·چه بی‌برگم ز هجرانش اگر در باغ و جناتم
  5. 5 مرا رخسار او باید چه سود از ماه و پروینم·چو شام زلف او خواهم چه سود از شام و شاماتم
  6. 6 چو از دستش خورم باده منم آزاد و آزاده·چو پیش او زمین بوسم به بالای سماواتم
  7. 7 سعادت‌ها که من دارم ز شمس الدین تبریزی·سعادت‌ها سجود آرد به پیش این سعاداتم

ganjoor: sh1415 · public domain