ديوان شمس› غزل ١٤٢› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۴۲
- عاقبت از مشرق جان تیغ زد چون آفتاب آن که جان میجست او را در خلا و در ملا
G142:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا·زین سپس باخود نماند بوالعلی و بوالعلا
- 2 عاقبت از مشرق جان تیغ زد چون آفتاب·آن که جان میجست او را در خلا و در ملا
- 3 آن ز دور آتش نَماید چون رَوی نوری بوَد·همچنان که آتشِ موسی برای ابتلا
- 4 الصلا پروانهجانان قصدِ آن آتش کنید·چون بلی گفتید اول درروید اندر بلا
- 5 چون سمندر در میان آتشش باشد مقام·هر که دارد در دل و جان این چنین شوق و ولا
ganjoor: sh142 · public domain