ديوان شمس› غزل ١٤٤› بيت ٦ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۴۴
- از ورای صد هزاران پرده حُسنش تافته نعرهها در جان فتاده مرحبا شه مرحبا
G144:6
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 عقل دریابد تو را یا عشق یا جانِ صفا ؟·لوح محفوظت شناسد یا ملایک بر سما ؟
- 2 جبرئیلت خواب بیند یا مسیحا یا کلیم ؟·چرخ شاید جای تو یا سدرهها یا منتها ؟
- 3 طور موسی بارها خون گشت در سودای عشق·کز خداوند شمس دین افتد به طور اندر صدا
- 4 پر در پر بافته رشکِ احد گردِ رُخش·جانِ احمد نعرهزن از شوق او واشوقنا
- 5 غیرت و رشک خدا آتش زند اندر دو کون·گر سر مویی ز حُسنش بیحجاب آید به ما
- 6 از ورای صد هزاران پرده حُسنش تافته·نعرهها در جان فتاده مرحبا شه مرحبا
- 7 سجدهی تبریز را خم درشده سروِ سهی·غاشیه تبریز را برداشته جانِ سها
ganjoor: sh144 · public domain