ديوان شمس› غزل ١٤٤٥› بيت ٨ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۴۴۵
- گویی بنما معنی برهان چنین دعوی روشنتر از این برهان برهان خراباتم
G1445:8
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 من دلق گرو کردم عریان خراباتم·خوردم همه رخت خود مهمان خراباتم
- 2 ای مطرب زیبارو دستی بزن و برگو·تو آن مناجاتی من آن خراباتم
- 3 خواهی که مرا بینی ای بسته نقش تن·جان را نتوان دیدن من جان خراباتم
- 4 نی مرد شکم خوارم نی درد شکم دارم·زین مایده بیزارم بر خوان خراباتم
- 5 من همدم سلطانم حقا که سلیمانم·کلی همه ایمانم ایمان خراباتم
- 6 با عشق در این پستی کردم طرب و مستی·گفتم چه کسی گفتا سلطان خراباتم
- 7 هر جا که همیباشم همکاسه اوباشم·هر گوشه که می گردم گردان خراباتم
- 8 گویی بنما معنی برهان چنین دعوی·روشنتر از این برهان برهان خراباتم
- 9 گر رفت زر و سیمم با سینه سیمینم·ور بیسر و سامانم سامان خراباتم
- 10 ای ساقی جان جانی شمع دل ویرانی·ویران دلم را بین ویران خراباتم
- 11 گویی که تو را شیطان افکند در این ویران·خوبی ملک دارد شیطان خراباتم
- 12 هر گه که خمش باشم من خم خراباتم·هر گه که سخن گویم دربان خراباتم
ganjoor: sh1445 · public domain