ديوان شمس غزل ١٤٨٨ بيت ٣ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۴۸۸

  1. آن کل کلهی یافت و کل خویش نهان کرد با بنده به خشم است که دانای نهانم

G1488:3

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 ای خواجه بفرما به کی مانم به کی مانم·من مرد غریبم نه از این شهر جهانم
  2. 2 گر دم نزنم تا حسد خلق نجنبد·دانم که نگویم نتوانم که ندانم
  3. 3 آن کل کلهی یافت و کل خویش نهان کرد·با بنده به خشم است که دانای نهانم
  4. 4 گر صلح کند داروی کلیش بسازیم·از ننگ کلی و کلهش بازرهانم

ganjoor: sh1488 · public domain