ديوان شمس غزل ١٥٤٠ بيت ٣ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۵۴۰

  1. به سان عقل اول سر عالم دهان بربسته تا پایان بگوییم

G1540:3

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 بیا با هم سخن از جان بگوییم·ز گوش و چشم‌ها پنهان بگوییم
  2. 2 چو گلشن بی‌لب و دندان بخندیم·چو فکرت بی‌لب و دندان بگوییم
  3. 3 به سان عقل اول سر عالم·دهان بربسته تا پایان بگوییم
  4. 4 سخندانان چو مشرف بر دهانند·برون از خرگه ایشان بگوییم
  5. 5 کسی با خود سخن پیدا نگوید·اگر جمله یکیم آن سان بگوییم
  6. 6 تو با دست تو چون گویی که برگیر·چو همدستیم از آن دستان بگوییم
  7. 7 بداند دست و پا از جنبش دل·دهان ساکن دل جنبان بگوییم
  8. 8 بداند ذره ذره امر تقدیر·اگر خواهی مثال آن بگوییم

ganjoor: sh1540 · public domain