ديوان شمس› غزل ١٥٤٣› بيت ٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۵۴۳
- گهم زاهد همیخوانند و گه رِند منِ مسکین ندانم تا کدامم
G1543:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 کجایی ساقیا؟ در ده مدامم·که من از جان غلامت را غلامم
- 2 می اندر ده، تهی دستم چه داری؟!·که از خون جگر پر گشت جامم
- 3 ز ننگ من نگوید نام من کس·چو من مَردی چه جای ننگ و نامم؟!
- 4 چو بر جانم زدی شمشیرِ عشقت·تمامم کن که زندهیْ ناتمامم
- 5 گهم زاهد همیخوانند و گه رِند·منِ مسکین ندانم تا کدامم
- 6 ز من چون شمع تا یک ذره باقیست·نخواهد بود جز آتش مُقامم
- 7 مرا جز سوختن راهِ دگر نیست·بیا تا خوش بسوزم زانک خامم
ganjoor: sh1543 · public domain