ديوان شمس› غزل ١٥٧٦› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۵۷۶
- مه توبه کند ز خویش بینی گر ما رخ خود به مه نماییم
G1576:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ما زنده به نور کبریاییم·بیگانه و سخت آشناییم
- 2 نفس است چو گرگ لیک در سر·بر یوسف مصر برفزاییم
- 3 مه توبه کند ز خویش بینی·گر ما رخ خود به مه نماییم
- 4 درسوزد پر و بال خورشید·چون ما پر و بال برگشاییم
- 5 این هیکل آدم است روپوش·ما قبله جمله سجدههاییم
- 6 آن دم بنگر مبین تو آدم·تا جانت به لطف دررباییم
- 7 ابلیس نظر جدا جدا داشت·پنداشت که ما ز حق جداییم
- 8 شمس تبریز خود بهانهست·ماییم به حسن لطف ماییم
- 9 با خلق بگو برای روپوش·کو شاه کریم و ما گداییم
- 10 ما را چه ز شاهی و گدایی·شادیم که شاه را سزاییم
- 11 محویم به حسن شمس تبریز·در محو نه او بود نه ماییم
ganjoor: sh1576 · public domain