ديوان شمس غزل ١٦١ بيت ٥ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۱

  1. تو اگر خواب درآیی ور از این باب درآیی تو بدانی و ببینی به یقین مشعله‌ها را

G161:5

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 چو فرستاد عنایت به زمین مشعله‌ها را·که بدر پرده تن را و ببین مشعله‌ها را
  2. 2 تو چرا منکر نوری مگر از اصل تو کوری·وگر از اصل تو دوری چه از این مشعله‌ها را
  3. 3 خردا چند به هوشی خردا چند بپوشی·تو عزبخانه مه را تو چنین مشعله‌ها را
  4. 4 بنگر رزم جهان را بنگر لشکر جان را·که به مردی بگشادند کمین مشعله‌ها را
  5. 5 تو اگر خواب درآیی ور از این باب درآیی·تو بدانی و ببینی به یقین مشعله‌ها را
  6. 6 تو صلاح دل و دین را چو بدان چشم ببینی·به خدا روح امینی و امین مشعله‌ها را

ganjoor: sh161 · public domain