ديوان شمس› غزل ١٦٥٥› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۵۵
- بیگنه بیجنایت گردشی بینهایت بر تنت در شکایت نیلیی رسم ماتم
G1655:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 دوش می گفت جانم کی سپهر معظم·بس معلق زنانی شعلهها اندر اشکم
- 2 بیگنه بیجنایت گردشی بینهایت·بر تنت در شکایت نیلیی رسم ماتم
- 3 گه خوش و گاه ناخوش چون خلیل اندر آتش·هم شه و هم گداوش چون براهیم ادهم
- 4 صورتت سهمناکی حالتت دردناکی·گردش آسیاها داری و پیچ ارقم
- 5 گفت چرخ مقدس چون نترسم از آن کس·کو بهشت جهان را می کند چون جهنم
- 6 در کفش خاک مومی سازدش رنگ و رومی·سازدش باز و بومی سازدش شکر و سم
- 7 او نهانی است یارا این چنین آشکارا·پیش کرده است ما را تا شود او مکتم
- 8 کی شود بحر کیهان زیر خاشاک پنهان·گشته خاشاک رقصان موج در زیر و در بم
- 9 چون تن خاکدانت بر سر آب جانت·جان تتق کرده تن را در عروسی و در غم
- 10 در تتق نوعروسی تندخویی شموسی·می کند خوش فسوسی بر بد و نیک عالم
- 11 خاک از او سبزه زاری چرخ از او بیقراری·هر طرف بختیاری زو معاف و مسلم
- 12 عقل از او مستقینی صبر از او مستعینی·عشق از او غیب بینی خاک او نقش آدم
- 13 باد پویان و جویان آبها دست شویان·ما مسیحانه گویان خاک خامش چو مریم
- 14 بحر با موجها بین گرد کشتی خاکین·کعبه و مکهها بین در تک چاه زمزم
- 15 شه بگوید تو تن زن خویش در چه میفکن·که ندانی تو کردن دلو و حبل از شلولم
ganjoor: sh1655 · public domain