ديوان شمس› غزل ١٦٥٦› بيت ٨ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۵۶
- عاشقی چهبود کمال تشنگی پس بیان چشمهٔ حیوان کنم
G1656:8
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 هم بهدرد این درد را درمان کنم·هم بهصبر این کار را آسان کنم
- 2 یا برآرم پای جان زین آب و گِل·یا دل و جان وقف دلداران کنم
- 3 داغ پروانه ستم از شمع الست·خدمت شمع همان سلطان کنم
- 4 عشق مهمان شد برِ این سوخته·یک دلی دارم پِیاش قربان کنم
- 5 نفْس اگر چون گربه گوید که میاو·گربهوارش من در این انبان کنم
- 6 از ملولی هر کی گردانَد سری·درکِشم در چرخش و گَردان کنم
- 7 آن ملولی دنبل بیعشقی است·جان او را عاشق ایشان کنم
- 8 عاشقی چهبود کمال تشنگی·پس بیان چشمهٔ حیوان کنم
- 9 من نگویم شرح او خامش کنم·آنچه اندر شرح ناید آن کنم
ganjoor: sh1656 · public domain