ديوان شمس› غزل ١٦٦١› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۶۱
- خون شدم جوشیده در رگهای عشق در دو چشم عاشقانش نم شدم
G1661:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 سالکان راه را محرم شدم·ساکنان قدس را همدم شدم
- 2 طارمی دیدم برون از شش جهت·خاک گشتم فرش آن طارم شدم
- 3 خون شدم جوشیده در رگهای عشق·در دو چشم عاشقانش نم شدم
- 4 گه چو عیسی جملگی گشتم زبان·گه دل خاموش چون مریم شدم
- 5 آنچ از عیسی و مریم یاوه شد·گر مرا باور کنی آن هم شدم
- 6 پیش نشترهای عشق لم یزل·زخم گشتم صد ره و مرهم شدم
- 7 هر قدم همراه عزرائیل بود·جان مبادم گر از او درهم شدم
- 8 رو به رو با مرگ کردم حربها·تا ز عین مرگ من خرم شدم
- 9 سست کردم تنگ هستی را تمام·تا که بر زین بقا محکم شدم
- 10 بانگ نای لم یزل بشنو ز من·گر چو پشت چنگ اندر خم شدم
- 11 رو نمود الله اعلم مر مرا·کشته الله و پس اعلم شدم
- 12 عید اکبر شمس تبریزی بود·عید را قربانی اعظم شدم
ganjoor: sh1661 · public domain