ديوان شمس غزل ١٦٦٨ بيت ٦ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۶۸

  1. من به هر بادی نگردم زانک من در رهش چون کوه آهن می روم

G1668:6

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 من به سوی باغ و گلشن می روم·تو نمی‌آیی میا من می روم
  2. 2 روز تاریک است بی‌رویش مرا·من برای شمع روشن می روم
  3. 3 جان مرا هشته‌ست و پیشین می رود·جان همی‌گوید که بی‌تن می روم
  4. 4 بوی سیب آمد مرا از باغ جان·مست گشتم سیب خوردن می روم
  5. 5 عیش باقی شد مرا آن جا که من·از برای عیش کردن می روم
  6. 6 من به هر بادی نگردم زانک من·در رهش چون کوه آهن می روم
  7. 7 من گریبان را دریدم از فراق·در پی او همچو دامن می روم
  8. 8 آتشم گرچه به صورت روغنم·و اندر آتش همچو روغن می روم
  9. 9 همچو کوهی می نمایم لیک من·ذره ذره سوی روزن می روم

ganjoor: sh1668 · public domain