ديوان شمس غزل ١٦٦٩ بيت ٥ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۶۹

  1. از خودی نارفته نتوان آمدن از خودی رفتیم وانگه آمدیم

G1669:5

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 آتشی نو در وجود اندرزدیم·در میان محو نو اندرشدیم
  2. 2 نیک و بد اندر جهان هستی است·ما نه نیکیم ای برادر نی بدیم
  3. 3 هر چه چرخ دزد از ما برده بود·شب عسس رفتیم و از وی بستدیم
  4. 4 ما یکی بودیم با صد ما و من·یک جوی زان یک نماند و ما صدیم
  5. 5 از خودی نارفته نتوان آمدن·از خودی رفتیم وانگه آمدیم
  6. 6 قد ما شد پست اندر قد عشق·قد ما چون پست شد عالی قدیم
  7. 7 پیشه مردی ز حق آموختیم·پهلوان عشق و یار احمدیم
  8. 8 بیست و نه حرف است بر لوح وجود·حرف‌ها شستیم و اندر ابجدیم
  9. 9 سعد شمس الدین تبریزی بتافت·وز قران سعد او ما اسعدیم

ganjoor: sh1669 · public domain