ديوان شمس غزل ١٦٧٠ بيت ٨ → السابق

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۷۰

  1. هین خمش کن تا بگوید ترجمان کز مذلت سوی اعزاز آمدیم

G1670:8

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 ما به خرمنگاه جان بازآمدیم·جانب شه همچو شهباز آمدیم
  2. 2 سیر گشتیم از غریبی و فراق·سوی اصل و سوی آغاز آمدیم
  3. 3 وارهیدیم از گدایی و نیاز·پای کوبان جانب ناز آمدیم
  4. 4 در کنار محرمان جان پروریم·چونک اندر پرده راز آمدیم
  5. 5 او کمند انداخت و ما را برکشید·ما به دست صانع انگاز آمدیم
  6. 6 پیش از آن کاین خانه ویران کرد اجل·حمدلله خانه پرداز آمدیم
  7. 7 نان ما پخته‌ست و بویش می رسد·تا به بوی نان به خباز آمدیم
  8. 8 هین خمش کن تا بگوید ترجمان·کز مذلت سوی اعزاز آمدیم

ganjoor: sh1670 · public domain