ديوان شمس› غزل ١٦٧٥› بيت ٦ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۷۵
- اندر آن پرده بده یک پردگی کز شعاعش پردهها بشناختیم
G1675:6
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 دوش عشق شمس دین می باختیم·سوی رفعت روح می افراختیم
- 2 در فراق روی آن معشوق جان·ماحضر با عشق او می ساختیم
- 3 در نثار عشق جان افزای او·قالب از جان هر زمان پرداختیم
- 4 عشق او صد جان دیگر می بداد·ما در این داد و ستد پرداختیم
- 5 همچو چنگ از حال خود خالی شدیم·پرده عشاق را بنواختیم
- 6 اندر آن پرده بده یک پردگی·کز شعاعش پردهها بشناختیم
- 7 هر زمان خود را به سوی پردهای·حیله حیله پیشتر انداختیم
- 8 برج برج و پرده پرده بعد از آن·همچو ماه چارده می تاختیم
- 9 رو نمود از سوی تبریز آفتاب·تا دل از رخت طبیعت آختیم
ganjoor: sh1675 · public domain