ديوان شمس غزل ١٦٨٢ بيت ٤ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۸۲

  1. جز که بر خاک درش ننشینم جز که در جان و دلش ننشانم

G1682:4

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 من اگر پرغم اگر خندانم·عاشق دولت آن سلطانم
  2. 2 هوس عشق ملک تاج من است·اگرم تاج دهی نستانم
  3. 3 رنگ شاخ گل او برگ من است·زانک من بلبل آن بستانم
  4. 4 جز که بر خاک درش ننشینم·جز که در جان و دلش ننشانم
  5. 5 روز و شب غرقه شیر و شکرم·در گل و یاسمن و ریحانم
  6. 6 گر خراب است جهان گر معمور·من خراب ویم این می دانم
  7. 7 نظری هست ملک را بر من·گرچه با خاک زمین یک سانم
  8. 8 زر با خاک درآمیخته‌ام·باش در کوره روم در کانم

ganjoor: sh1682 · public domain