ديوان شمس› غزل ١٧٣٦› بيت ٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۷۳۶
- کسی که او لحد سینه را چو باغی کرد روا نداشت که من بسته لحد گردم
G1736:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 به گرد تو چو نگردم به گرد خود گردم·به گرد غصه و اندوه و بخت بد گردم
- 2 چو نیم مست من از خواب برجهم به صبوح·به گرد ساقی خود طالب مدد گردم
- 3 به گرد لقمه معدود خلق گردانند·به گرد خالق و بر نقد بیعدد گردم
- 4 قوام عالم محدود چون ز بیحدی است·مگیر عیب اگر من برون ز حد گردم
- 5 کسی که او لحد سینه را چو باغی کرد·روا نداشت که من بسته لحد گردم
- 6 لحد چه باشد در آسمان نگنجد جان·ز پنج و شش گذرم زود بر احد گردم
- 7 اگر چه آینه روشنم ز بیم غبار·روا بود که دو سه روز بر نمد گردم
- 8 اگر گلی بدهام زین بهار باغ شوم·وگر یکی بدهام زین وصال صد گردم
- 9 میان صورتها این حسد بود ناچار·ولی چو آینه گشتم چه بر حسد گردم
- 10 من از طویله این حرف می روم به چرا·ستور بسته نیم از چه بر وتد گردم
ganjoor: sh1736 · public domain