ديوان شمس غزل ١٧٣٩ بيت ٨ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۷۳۹

  1. به روزه باش که آن خاتم سلیمان است مده به دیو تو خاتم مزن تو ملک به هم

G1739:8

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 زهی حلاوت پنهان در این خلای شکم·مثال چنگ بود آدمی نه بیش و نه کم
  2. 2 چنانک گر شکم چنگ پر شود مثلا·نه ناله آید از آن چنگ پر نه زیر و نه بم
  3. 3 اگر ز روزه بسوزد دماغ و اشکم تو·ز سوز ناله برآید ز سینه‌ات هر دم
  4. 4 هزار پرده بسوزی به هر دمی زان سوز·هزار پایه برآری به همت و به قدم
  5. 5 شکم تهی شو و می نال همچو نی به نیاز·شکم تهی شو و اسرار گو به سان قلم
  6. 6 چو پر شود شکمت در زمان حشر آرد·به جای عقل تو شیطان به جای کعبه صنم
  7. 7 چو روزه داری اخلاق خوب جمع شوند·به پیش تو چو غلامان و چاکران و حشم
  8. 8 به روزه باش که آن خاتم سلیمان است·مده به دیو تو خاتم مزن تو ملک به هم
  9. 9 وگر ز کف تو شد ملک و لشکرت بگریخت·فرازآید لشکرت بر فراز علم
  10. 10 رسید مایده از آسمان به اهل صیام·به اهتمام دعاهای عیسی مریم
  11. 11 به روزه خوان کرم را تو منتظر می باش·از آنک خوان کرم به ز شوربای کلم

ganjoor: sh1739 · public domain