ديوان شمس غزل ١٧٤ بيت ٣ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۷۴

  1. با منی وز من نمی‌دانی خبر چشم بستم جادوی کردم تو را

G174:3

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 ز آتش شهوت برآوردم تو را·و اندر آتش بازگستردم تو را
  2. 2 از دل من زاده‌ای همچون سخن·چون سخن من هم فروخوردم تو را
  3. 3 با منی وز من نمی‌دانی خبر·چشم بستم جادوی کردم تو را
  4. 4 تا نیازارد تو را هر چشم بد·از برای آن بیازردم تو را
  5. 5 رو جوامردی کن و رحمت فشان·من به رحمت بس جوامردم تو را

ganjoor: sh174 · public domain