ديوان شمس› غزل ١٧٥٠ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · G1750 · ٩ بيتًا
غزل شمارهٔ ۱۷۵۰
افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.
- G1750:1 تلخی نکند شیرینذقنمخالی نکند از می دهنم
- G1750:2 عریان کندم هر صبحدمیگوید که بیا من جامه کنم
- G1750:3 در خانه جهد مهلت ندهداو بس نکند پس من چه کنم
- G1750:4 از ساغر او گیج است سرماز دیدن او جان است تنم
- G1750:5 تنگ است بر او هر هفت فلکچون میرود او در پیرهنم
- G1750:6 از شیره او من شیردلمدر عربدهاش شیرین سخنم
- G1750:7 میگفت که تو در چنگ منیمن ساختمت چونت نزنم
- G1750:8 من چنگ توام بر هر رگ منتو زخمه زنی من تن تننم
- G1750:9 حاصل تو ز من دل برنکنیدل نیست مرا من خود چه کنم
ganjoor: sh1750 · public domain