ديوان شمس› غزل ١٧٥٠› بيت ٧ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۷۵۰
- میگفت که تو در چنگ منی من ساختمت چونت نزنم
G1750:7
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 تلخی نکند شیرینذقنم·خالی نکند از می دهنم
- 2 عریان کندم هر صبحدمی·گوید که بیا من جامه کنم
- 3 در خانه جهد مهلت ندهد·او بس نکند پس من چه کنم
- 4 از ساغر او گیج است سرم·از دیدن او جان است تنم
- 5 تنگ است بر او هر هفت فلک·چون میرود او در پیرهنم
- 6 از شیره او من شیردلم·در عربدهاش شیرین سخنم
- 7 میگفت که تو در چنگ منی·من ساختمت چونت نزنم
- 8 من چنگ توام بر هر رگ من·تو زخمه زنی من تن تننم
- 9 حاصل تو ز من دل برنکنی·دل نیست مرا من خود چه کنم
ganjoor: sh1750 · public domain