ديوان شمس› غزل ١٧٥٩› بيت ٧ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۷۵۹
- گفتم ای جان تو عین مایی گفت عین چه بود در این عیان که منم
G1759:7
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 اه چه بیرنگ و بینشان که منم·کی ببینم مرا چنان که منم
- 2 گفتی اسرار در میان آور·کو میان اندر این میان که منم
- 3 کی شود این روان من ساکن·این چنین ساکن روان که منم
- 4 بحر من غرقه گشت هم در خویش·بوالعجب بحر بیکران که منم
- 5 این جهان و آن جهان مرا مطلب·کاین دو گم شد در آن جهان که منم
- 6 فارغ از سودم و زیان چو عدم·طرفه بیسود و بیزیان که منم
- 7 گفتم ای جان تو عین مایی گفت·عین چه بود در این عیان که منم
- 8 گفتم آنی بگفت های خموش·در زبان نامدهست آن که منم
- 9 گفتم اندر زبان چو درنامد·اینت گویای بیزبان که منم
- 10 میشدم در فنا چو مه بیپا·اینت بیپای پادوان که منم
- 11 بانگ آمد چه میدوی بنگر·در چنین ظاهر نهان که منم
- 12 شمس تبریز را چو دیدم من·نادره بحر و گنج و کان که منم
ganjoor: sh1759 · public domain