ديوان شمس› غزل ١٨١٢› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۱۲
- تا غمزهات خون ریز شد وان زلف عنبربیز شد جان بنده تبریز شد مخدوم جانم شمس دین
G1812:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای نور افلاک و زمین چشم و چراغ غیب بین·ای تو چنین و صد چنین مخدوم جانم شمس دین
- 2 تا غمزهات خون ریز شد وان زلف عنبربیز شد·جان بنده تبریز شد مخدوم جانم شمس دین
- 3 خورشید جان همچون شفق در مکتب تو نوسبق·ای بندهات خاصان حق مخدوم جانم شمس دین
- 4 ای بحر اقبال و شرف صد ماه و شاهت در کنف·برداشتم پیش تو کف مخدوم جانم شمس دین
- 5 ای هم ملوک و هم ملک در پیشت ای نور فلک·از همدگر مسکینترک مخدوم جانم شمس دین
- 6 مطلوب جمله جانها جان را سوی اجلالها·تو داده پر و بالها مخدوم جانم شمس دین
- 7 دل را ز تو حالی دگر در سلطنت قالی دگر·تا پرد از بالی دگر مخدوم جانم شمس دین
ganjoor: sh1812 · public domain