ديوان شمس› غزل ١٨٢٢› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۲۲
- بیش مکُن تو دود را، شاد مکُن حسود را وه که چه شاد میشود از تلفِ وجود من!
G1822:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای شده از جفای تو جانبِ چرخ دود من·جور مکُن که بشنود شاد شود حسود من
- 2 بیش مکُن تو دود را، شاد مکُن حسود را·وه که چه شاد میشود از تلفِ وجود من!
- 3 تلخ مکُن امید من، ای شِکر سپید من·تا ندرم ز دستِ تو پیرهنِ کبودِ من
- 4 دلبر و یار من تویی، رونق کار من تویی·باغ و بهار من تویی، بهر تو بود بودِ من
- 5 خواب شبم ربودهای، مونس من تو بودهای·درد توام نمودهای، غیر تو نیست سود من
- 6 جان من و جهان من! زُهره آسمان من!·آتش تو نشان من، در دلِ همچو عودِ من
- 7 جسم نبود و جان بُدَم، با تو بر آسمان بُدَم·هیچ نبود در میان گفت من و شنود من
ganjoor: sh1822 · public domain