ديوان شمس› غزل ١٨٣› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۳
- آخر عشق به از اول اوست تو ز آخر سوی آغاز میا
G183:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای دل رفته ز جا باز میا·به فنا ساز و در این ساز میا
- 2 روح را عالم ارواح به است·قالب از روح بپرداز میا
- 3 اندر آبی که بدو زنده شد آب·خویش را آب درانداز میا
- 4 آخر عشق به از اول اوست·تو ز آخر سوی آغاز میا
- 5 تا فسرده نشوی همچو جماد·هم در آن آتش بگداز میا
- 6 بشنو آواز روانها ز عدم·چو عدم هیچ به آواز میا
- 7 راز کهآواز دهد راز نماند·مده آواز تو ای راز میا
ganjoor: sh183 · public domain