ديوان شمس› غزل ١٨٣٢› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۳۲
- فرع سماع آسمان هست سماع این زمین و آنک سماع تن بود فرع سماع عقل و جان
G1832:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 مانده شدهست گوش من از پی انتظار آن·کز طرفی صدای خوش دررسدی ز ناگهان
- 2 خوی شدهست گوش را گوش ترانه نوش را·کو شنود سماع خوش هم ز زمین هم آسمان
- 3 فرع سماع آسمان هست سماع این زمین·و آنک سماع تن بود فرع سماع عقل و جان
- 4 نعره رعد را نگر چه اثر است در شجر·چند شکوفه و ثمر سر زده اندر آن فغان
- 5 بانگ رسید در عدم گفت عدم بلی نعم·می نهم آن طرف قدم تازه و سبز و شادمان
- 6 مستمع الست شد پای دوان و مست شد·نیست بد او و هست شد لاله و بید و ضیمران
ganjoor: sh1832 · public domain