ديوان شمس› غزل ١٨٤٩› بيت ٦ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۴۹
- برآمد عالم از صیقل چو جندرخانه شد گیتی که بشنیدند کو خواهد ملیحان را فریبیدن
G1849:6
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 چرا کوشد مسلمان در مسلمان را فریبیدن·بسی صنعت نمیباید پریشان را فریبیدن
- 2 بدریدی همه هامون ز نقش لیلی و مجنون·ولی چشمش نمیخواهد گران جان را فریبیدن
- 3 نمیآید دریغ او را چو دریا گوهرافشانی·ولیکن تو روا داری بدین آن را فریبیدن
- 4 معلم خانه چشمش چه رسم آورد در عالم·که طمع افتاد موران را سلیمان را فریبیدن
- 5 دلم بدرید ز اندیشه شکسته گشته چون شیشه·که عقل از چه طمع دارد نهان دان را فریبیدن
- 6 برآمد عالم از صیقل چو جندرخانه شد گیتی·که بشنیدند کو خواهد ملیحان را فریبیدن
- 7 هر اندیشه که برجوشد روان گردد پی صیدی·نمکها را هوس چه بود نمکدان را فریبیدن
- 8 پلیدی را بیاموزد بر آب پاک افزودن·کلیدی را بیاموزد کلیدان را فریبیدن
- 9 چو لونالون می داند شکنجه کردن آن قاهر·چه رغبت دارد آن آتش سپندان را فریبیدن
ganjoor: sh1849 · public domain