ديوان شمس› غزل ١٨٥٣› بيت ٦ → السابق
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۵۳
- چو یک قطره چشیدم من ز ذوق اندرکشیدم من یکی رطلی که شد بویش در این ره رهنمای من
G1853:6
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من·از آن شادی بیاید جان نهان افتد به پای من
- 2 وگر روزی در آن خدمت کنم تقصیر ناگاهان·شود جان خصم جان من کند این دل سزای من
- 3 سحرگاهی دعا کردم که جانم خاک پای او·شنیدم نعره آمین ز جان اندر دعای من
- 4 چگونه راه برد این دل به سوی دلبر پنهان·چگونه بوی برد این جان که هست او جان فزای من
- 5 یکی جامی به پیشم داشت و من از ناز گفتم نی·بگفتا نی مگو بستان برای من برای من
- 6 چو یک قطره چشیدم من ز ذوق اندرکشیدم من·یکی رطلی که شد بویش در این ره رهنمای من
ganjoor: sh1853 · public domain