ديوان شمس› غزل ١٨٦٦› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۶۶
- ای وای از آن ساعت کاین خاطر چون پیلم سرمست شما گردد یاد آرد هندستان
G1866:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای کار من از تو زر ای سیمبر مستان·هم سیم به یادم ده هم سیم و زرم بستان
- 2 در عین زمستانی چون گرم کنی مرکب·از گرمی میدانت برسوزد تابستان
- 3 گر طفلک یک روزه شبهای تو را بیند·از شیر بری گردد وز مادر وز پستان
- 4 ای وای از آن ساعت کاین خاطر چون پیلم·سرمست شما گردد یاد آرد هندستان
- 5 روزی که تب مرگم یک باره فروگیرد·هر پاره ز من گردد از آتش تب سستان
- 6 تو از پس پرده دل ناگاه سری درکن·تا هر سر موی من گردند چو سرمستان
- 7 هر خاطر من بکری بر بام و در از عشقت·چندان بکند شیوه چندان بکند دستان
- 8 تا تابش روی تو درپیچد در هر یک·وز چون تو شهی گردد هر خاطرم آبستان
- 9 شمس الحق تبریزی هر کس که ز تو پرسد·می بینم و می گویم از رشک کدام است آن
ganjoor: sh1866 · public domain